دیباچه دریای جان
in the name allah
Allah is God and his trust in God, we have hidden
haj ismaiel doolabi -
-----------------------------
بانام او ،
خداوند خدایی خویش را در ما پنهان کرده و این است امانت الهی
عارف بالله حاج محمد اسماعیل دولابی (ره)

-----------------------------
لطفا جهت ارتباط با ما و طرح سوالات خود پیرامون سلوک عرفانی از طریق ارسال نظرات اقدام فرمائید .

همچنین شما میتوانید فایل های خود را جهت اشتراک گزاری در وبگاه دریای جان به پسـت الکــترونیک daryayejan.ir@gmail.com ارسال فرمائید.


» پروفايل مدير
موضوعات مطالب
» شرح جلسات
» اخبار عرفانی
» سوال و جواب
» ۩----- بـخـش سخنـان -----۩
» سخنان : مرحوم دولابی (ره)
» سخنان : حسین شفیعی (ره)
» سخنان : عرفای گمنام
» سخنان : دکتر زریـنـکـوب
» سخنان : ابراهیمی دینانی
» سخنان : حسن زاده آملی
» سخنان : مسیحا برزگر
» سخنان : مولانا
» سخنان : عطار
» سخنان : حافظ
» سخنان : سهروردی
» سخنان : ابن عربی
» سخنان : عین القضات
» سخنان :خیام
» سخنان : عطار
» سخنان : فلوطین
» سخنان : ائمه اطهار (ع)
» سخنان : حضرت علی (ع)
» سخنان : علامه قاضی (ره)
» سخنان : علامه طباطبایی (ره)
» سخنان : عرفا و بزرگان دیگر
» ۩----- بـخـش دانـلـود -----۩
» دانلود ابزار وب عرفانی
» دانلود ویدئو عرفانی
» دانلود تصاویر عرفانی
» دانلود صوت عرفانی
» دانلود کتب عرفانی pdf
» دانلود کتب موبایل java
» دانلود موسیقی عرفانی
» دانلود نرم افزار عرفانی
» دانلود پاور پوینت اسلاید
» دانلود قالب وب عرفانی
» دانلود غزلیات شمس
» ۩----- بـخـش آداب -----۩
» *آداب سیر و سلوک*
» *اسرار و حقایق*
» *مـحبـت و عـشـق*
» *مــرا قــبه*
» *تـزکِِیـه *
» *تــفکــر*
» ۩----- بـخـش ادیان -----۩
» عرفان مسیحی
» عرفان بودایی
» عرفان هندی
» عرفان اسلامی
» ۩----- بـخـش تار نمـاها -----۩
» وبسایت های عرفانی و فلسفی
» وبلاگ های عرفانی و فلسفی
» ۩----- بـخـش معرفی کتب -----۩
» کتب عرفانی
» کتب فلسفی
» ۩----- بـخـش مقالات -----۩
» مقالات عرفانی
» مقالت فلسفی
» ۩----- بـخـش زندگینامه -----۩
» زندگینامه عرفا
» زندگینامه فلاسفه
» ۩-----بـخـش مباحث مهم-----۩
» وحدت وجود
» انالحق و انا الله
» تـــصــو ف
» رهبری و عرفان
» ۩----- بـخـش توصیفات -----۩
» عـــشـــق
» عـــقـــل
» وحـدت
» کـثـرت
» ۩----- بـخـش حکمت -----۩
» حکمت مشاء
» حکمت اشراق
» حکمت متعالیه
» -----------------------------
» مـطـالـب آیـنده
» اطــلاعیــه ها
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
خبرنامه سایت
»





راهنمای عضویت


لينك دوستان
» { قـالـب وبـلاگــ }
» ::.چه کسانی به ما لینک دادند؟.::
» پایگاه اینترنتی بین الحرمین
» صــبــا
» برهان نیوز - انحراف و جمود فکری تفکیکیان
» درجستجوی ناکجاآباد...
» خدایا: ای ساحل آرامشم
» ترنم حکمت
» دانلود ویدئو برنامه معرفت
» وبسایت حکیم دینانی
» ادبي سياسي تاريخي عرفاني فلسفي
» دانلود کلیپ از مرحوم دولابی (ره)
» مرجع کتب عرفانی
» مه رویان بـستان خــــــدا
» حضرت حسن حسن زاده آملی - ویکیپدیا
» مسیحا برزگر
» استاد دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
» تنزيل
» نفس
» كليپ مذهبي
» انصارالحسين "ع" بروجرد
» گعده طلبگی
» منتظران ظهور حضرت مهدی (ع)
» (یا مهدی(عج
» الله شناسی
» معرفت نفس
» كشكول معرفت
» مرجع دانلود كتاب و ...tikbook.ir
» نيستان
» دفتر مقام معظم رهبری
» مثنوی معنوی گنجور
» درسه عالي شهيد مطهري
» شرح مثنوي معنوی مولانا
» مثنوي معنوي
» استاد طیب
» بقا و فنا(با عرفان)
» علویون
» راه رهایی ( نردبان آسمان )
» مسیحا برزگر
» فقر و درویشی
» انصارالحسین شهرستان بروجرد
» مولانا نیوز
» گفتگو با خدا
» اندیشه‌ها و افکار مولانا
» قونیه،شهر مولانا
» رادیو مولانا
» رادیو حافظ
» سروش
» خمر کهن
» شرح و تفسير مثنوی معنوی
» مولانا عارف كبيــــــر
» تفسیر شعر مولانا چیست؟
» مثنوی مولوی؛ تفسیر قرآن!!
» ملوديهاي تفسيري مولانا
» ملاقات مولانا با شمس تبریز..
» شعر نو غار تویی تفسیر مولانا
» مثنوی معنوی - ویکیپدیا
» جلسات شرح و تفسيرمثنوی
» صوت کامل شش دفتر مثنوی معنوی -
» دانلود کتاب های صوتی
» مجله > فصلنامه معرفت
» معرفت دینی
» معرفت شناسی!!!
» دروس معرفت نفس - ویکیپدیا
» اطلاعات حکمت و معرفت
» معرفت 121
» خدا شناسی
» اعتقادات
» سلوک. فنا فی الله
» عشق و عقل، این یا آن؟
» شریعت در آینه معرفت
» عشق - مولوی
» مولانا - دولت عشق
» مصاف عقل و عشق - مولانا "
» نردبان آسمان
» پله پله تا ملاقات خدا
» فلسه معرفت
» عبدالکریم سروش - ویکیپدیا
» شيخ فريدالدين عطارنيشابوری
» رسم سلوک
» مجموعه کتابهای هلموت ریتر
» music mowlana
» مجموعه مقالات اخلاقي و عرفاني
» حضرت آیت الله بهجت روحی فداه
» اندیشه ی نو
» آخرالزمان
» حامل اسرار
» در کوی معرفت
» سایت محمد جعفر مصفا
» وبلاگ محمد جعفر مصفا
» دیوان کامل شمس تبریزی و مثنوی معنوی مولانا
» برنامه گنج حضور
» محفل خرد و حکمت
» سرباز امام خامنه ای
» وبسایت شخصی علی غفاری
» :: / ارســـال لــیــنــک / ::
برچسب ها
دیدگاه شما

دانلود کتاب “مونس العشاق” سهروردی

بسم الله الرحمن الرحیم

* سلام بر عزیزان



«مونس‌العشاق» یا « رسالة فی حقیقة العشق »رساله‌ای است که به دوازده فصل نسبتا کوتاه تقسیم شده است در «مونس‌العشاق» هشت فصل نخست آن سهروردی داستانی می‌سازد درباره سه فرزند عقل که عبارتند از عشق و حُسن و حُزن و سرگذشت آنها و رابطه آنها با انسان. داستان این سه برادر و سخنانی که هر یک به زبان حال درباره خود می‌گویند برجسته‌ترین بخش از «مونس‌العشاق» است. در فصول بعدی سهروردی باز درباره ماهیت حسن و محبت و عشق و نَفْس مطالبی می‌گوید که بیرون از چارچوب داستان اصلی اوست...


نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱
توسط دریای جان | نوع موضوع : ۩----- بـخـش سخنـان -----۩ |
دانلود کتب عرفانی و حکمی




 



برای دانلود کتب اینجا کلیک نمائید


نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۱
توسط دریای جان | نوع موضوع : ۩----- بـخـش سخنـان -----۩ |
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی

پیرامون جایگاه علمی و شخصیتی شیخ اشراق در فرهنگ وفلسفه ایرانی

 شخصیت شیخ اشراق ،فلسفی است . او یک فیلسوف ایرانی مسلمان تمام عیار است . او از مسلمان بودن چیزی کم ندارد و یک مسلمان کامل وقرص ومحکم است وحتّی بعید نیست که شیعی باشد ،چون اندیشه هایش شیعی است. او درعین حال ،یک ایرانی تمام عیار هم هست .مقصود از ایرانی بودن ناسیونالیسم نیست ، بلکه مقصود این است که او متحقّق به تحقّق فرهنگ ایرانی است . ایران یک فرهنگ ونلیشن دارد. من از نشنالیته سخن نمی گویم ، از فرهنگ سخن می گویم .مرا ناسیونالیست ندانید! معتقدم که ایران باستان دارای هویّت فرهنگی است که از مرز جغرافیایی فعلی ایران فراتر می رود تا فرا وردان تا قزاقستان و تا کانال سوئز وتا رودخانه سند و تا ترکیه فعلی . فرهنگ غیر از زبان است .زبان های مختلف و اقوام مختلف در گذشته فراوان بوده  والان هستند ، ولی به طور اصوولی ، فرهنگی بر این منطقه حاکم بوده است که خیلی عمیق بوده وبسیار هم متنوّع است . سهروردی به این فرهنگ آشنایی داشت و آن را کشف کرده بود . از این رو معتقد بود ؛این فرهنگ منافی اسلام نیست و اسلام هم مخالف فرهنگ ایران نیست .

دکتر دینانی در همایش بزرگداشت سهروردی

دکتر دینانی در همایش بزرگداشت سهروردی

اسلام وقتی آمد بت پرستی وخرافات وضلالت را زدود .اما فرهنگ ایران باستان ،خرافه نبود . از این رو ،اسلام مخالف فرهنگ ایران نیست و به عقیده سهروردی حتّی آن را تأیید کرده است . فلسفه ایران باستان فلسفه نور است که بعد ها فلسفه شیخ اشراق را تشکیل می دهد . در آن فلسفه ، نور وظلمت در برابر هم قرار دارند . نور اساس است وظلمت ،اهریمن وسرانجام نور غلبه پیدا می کند و همیشه غالب است . سهروردی می خواست این فرهنگ را احیاء کند و خودش هم ادّعا می کند:من برای احیای حکمت خسروانی آمده ام .

براساس حکمت خسروانی ما معتقدیم که در ایران فلسفه بوده و ایران فلسفه داشته است . غربی ها تا امروز معتقد بوده اند که فلسفه در جایی جز یونان نبوده است : از آتن و هراکلیتوس و هومر و….. شروع شده است تا حالا در پاریس ولندن . آنها می گویند در این دوهزار و پانصد سال تنها در یونان فلسفه وجود داشته است وبربرها فلسفه نداشته اند . یونانی ها غیر خودشان را بربر می دانستند و کتابی هم به همین عنوان نوشته شده است . سهروردی مدّعی است که موضوع از این قرار نیست و ایران مهد فلسفه بوده ، فلسفه از نوعی دیگر وحتّی بسیاری از حکمای یونان تحت تأثیر فلسفه ایران بوده اند ، از جمله خود افلاطون .

من در کتاب «شعاع اندیشه وشهود در فلسفه سهروردی » نشان داده ام که بسیاری از اندیشه های افلاطون از فلسفه ایران باستان گرفته شده است . اسم فلسفه ایران «حکمت خسروانی » است ، خسرو یعنی پادشاه که فره ایزدی بوده است . پادشاهان از نظر سهروردی محترمند ، نه پادشاهان ظالم ودیکتاتور ،بلکه پادشاهانی که فره ایزدی بودند وسایه ایزد در شاهنامه آمده است که : پیرزنی وقتی دید شیر گاوش کم شده ، ناراحت شد .گفتند: چه اتفاقی افتاده ؟ گفت : اندیشه ملک دیگر شده است . یعنی چون فکر بد به سر پادشاه آمده ، گاو من شیر نمی دهد . این گوشه ای از حکمت خسروانی است که اگر پندار کج به سر پادشاه بیاید ،گاو پیرزن در فلان روستا شیر نمی دهد . این یک فکر عجیب است . در حکمت خسروانی پادشاه فرهّ ایزدی بوده است ، نه یک دیکتاتور . آنچه ذکر شد ،ظهوری از حکمت خسروانی است که اصل فلسفه ایران باستان بوده است .

خلاصه اینکه سهروردی ،رسالت خود را احیای حکمت خسروانی می داند و از عدم منافات آن با اسلام سخن می گوید و چنین معتقد می شود که : نور ایرانی یعنی نور زرتشت ،نوری است که شعله کامل آن در نور محمّدی – صلّی الله علیه وآله – متجلّی می شود وکمال آن در نور محمّدی است .

 این ادّعای سهروردی است ؛ فیلسوفی که رسالت خودش را احیای حکمت خسروانی وفلسفه ایران باستان برگزیده است ، همانگونه که فردوسی ،رسالت خودش را احیای فرهنگ ایرانی دانسته است ؛ احیای فرهنگ ایرانی در قالب اسطوره و احیای زبان فارسی.

جالب است که فردوسی این کار را آگاهانه انجام داده است و اگر او اینن رسالت را انجام نمی رساند ، من وشما به زبان فارسی سخن نمی گفتیم و این گفتار خود اوست

نمیرم از این پس که من زنده ام                که تخم سخن را پراکـنده ام

بسی رنج برم در این سال سی                عجم زنده کردم بدین پارسی

فردوسی رسالت خودش را احیای زبان فارسی قرار داد و این یک نکته مهم وتعیین کننده است چون اگر زبان نباشد ، فرهنگی نخواهد بود . فرهنگ وزبان رو روی یک سکه اند . باید زبان ایرانی باقی می ماند ، تا فرهنگ ایرانی پایدار بماند . آنچه که سهروردی به زبان فلسفه بیان کرد ، همان است که چند قرن قبل از او فردوسی به زبان حماسه بیان کرد و آنچه که فروسی به زبان حماسه ساخت و پرداخت ، همان است که چند قرن بعد سهروردی به زبان فلسفی آن را بیان نمود . یعنی : سهروردی و فردوسی  دو برادری هستند که یکی به زبان حماسه  سخن گفته است در شاهنامه ، ودیگری به زبان فلسفه سخن

گفته است در حکمة الاشراق . این دو برادر اتفاقا هر دو مسلمان و هر دو شیعه هستند . فردوسی که قطعا شیعه بوده است و به نظر من سهروردی هم شیعه بوده است .

این دو،با دو زبان یک حقیقت را احیاء کردند که تا امروز باقی مانده است و سوسو می زند .این چراغ می توانست با با گرد وغباری خاموش شود .اگر فردوسی نبود زبان فارسی باقی نمی ماند و اگر شیخ اشراق ، حکمة الاشراق را ننوشته بود ، امروز چیزی از این فلسفه در دست ما نبود.

روایت دکتر دینانی از زندگی شیخ اشراق :

زندگی شیخ اشراق یک زندگی پر از ماجراست . او در سنّی کمتر از ۴۰ سال از دنیا رفته است .گفته شده :در سنّ ۳۶ سالگی او را به شهادت رسانده اند . او متولّد سهرود است ، قریه ای مابین زنجان و کردستان . زادگاه او الان هم به همین نام است و با این که آن نواحی دارای زبان ترکی است ولی در آثار شیخ یک کلمه ترکی وجود ندارد. شاید در آن زمان در آن نواحی زبان رایج ، ترکی نبوده است . دوران طفولیّت را در زادگاهش گذرانده و در اوان جوانی هجرت کرد وبه مراغه رفت . در آن زمان مراغه مرکزیّتی در خصوص درس وبحث و علوم دینی داشته است . در نزد متکلّم وفیلسوفی بزرگ که امام فخر رازی نیز شاگرد او بود،تلمّذ می کند و با امام فخر رازی هم کلاس می شود .

چندیدن سال در مراغه می ماند وبا فخر رازی مباحثه می کند . آنچه را که استاد داشت فرامی گیرد و از مراغه به اصفهان می آید و از آنجا میان او و فخر رازی جدایی می افتد اما جالب است که فاصله ای که میان دو شاگرد یک استاد و یک کلاس وجود دارد ، از زمین تا آسمان است . عامل این موضوع را می توان به استعداد برگرداند . سهروردی در اصفهان در درس زهیرالدین قاری حاضر می شود و منطق وفلسفه می آموزد و تحصیلات را تا حدّی تکمیل می کند و در کمتر از ۳۰ سالگی اصفهان را ترک می کند و معلوم نمی شود به کجا می رود . این مقدار دانسته است که ده سال در سفر بوده است . منطقه سفر او چندان روشن نیست . ما وقتی سفر او را تعقیب می کنیم ، ردپای او را در کرمانشاه می یابیم ، وبعد در جایی می گوید : شبی در خانه فخرالدّین ماردینی مهمان بودم . ماردینی وقتی می بیند که این جوان مقداری بی پرواست ، به هنگام رفتن به او می گوید : من نگران آنم که سرت بر باد برود . در واقع ماردینی از صریح گویی او وحشت می کند و با نگرانی او را بدرقه می کند . ماردین جایی است مابین روسیه و ترکیه  . سهروردی در همین مسیر به آناطولی راه می برد و چون با پای پیاده می رفت ، در آن نواحی درنگ می کرد . در این مسیر گروهی باطنیه وجود داشت – والان هم هستند- که با آنها محشور و مأنوس بود وسینه به یسنه چیزهایی را از آنها أخذ می کرد . مقداری از این مسائل روشن نیست و من حدس می زنم که این گونه بوده باشد . او از ترکیه می گذرد و به حلب می رسد و در آنجا متوطن می شود . آخرین منزلگاهش حلب است که  درآنجا شهرت می یابد پادشاه وقت ملک ظاهر شاه – پسر صلاح الدین ایوبی – بسیار به او توجه داشت و او را مقرّب دستگاه گرداند کم کم گوشه های نامأنوس گفتارهایش ظاهر می شود و فقهای حلب او را به بحث دعوت می کنند.او در بحث ظاهر می شود و اعتقادات خویش را با تمام صراحت بیان می کند . یکی از فقها یک سوال انحرافی از او می پرسد و می گوید: آیا بعد از نبیّ اسلام امکان ظهور یک پیغمبر دیگر وجود دارد یا ندارد؟ آیا امکان نبوّت وجود ندارد؟ سهروردی جواب داد : امکان وجود دارد . بلافاصله حکم کفرش را دادند وفتوای قتلش را صادر کردند و همه فقها آن را تأیید کردند و به شاه فرستادند و خواستند اعدام شود . ظاهرشاه چون نمی خواست اعدام شود ، در اجرای حکم تعلّل کرد . فقها به پدر ملک ، شخص صلاح الدین أیوبی نامه نوشتند و اطلاع دادند که :ملک ظاهر در اجرای حکم اعدام یک کافر درنگ می کند . صلاح الدین أیّوبی شخصا وارد ماجرا شد و دستور داد که حکم اعدام شیخ اشراق اجرا شود و بدین ترتیب او اعدام شد .

او را در قلعه حلب به شکلی فجیع اعدام کردند و طبق برخی نوشته ها او را از پشت بام بر زمین پرت کردند و دیگر أقوال که محل بحث نیست . به هر صورت شیخ را در سنّ ۳۶ یا ۳۸سالگی به شهادت رساندند.

اینکه شیخ اشراق امکان نبوّت را نفی نکرده و در پاسخ به آنچه که شما آن را «سوال انحرافی » می نامید گفته است آری ، به چه معناست ؟

به این معناست که راه غیب هیچ گاه بسته نیست . ابن عربی هم می گوید :نبوّت تشریع تمام شده است اما نبوت تعریف همیشه هست . نبوّت تشریع پایان یافته است وشریعتی نخواهد آمد اما باب نبوت تعریف به عنوان ارتباط با خداوند همواره مفتوح است .



نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱
توسط دریای جان | نوع موضوع : ۩----- بـخـش سخنـان -----۩ |
آخرين مطالب